«حسین خرازی»-فرماندۀ لشکر ۱۴ امام حسین(ع)- در دوران جنگ عراق و ایران در اول شهریور ماه ۱۳۳۶ در «کوی کلم» از محلات قدیمی اصفهان به دنیا آمد. در زمان رژیم پهلوی حین خدمت سربازی به دستور بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی پادگان را ترک کرد و بعد از انقلاب در فرو نشاندن غائله گنبد و ترکمنصحرا در ابتدای 1358، آزادسازی سنندج از دست گروهک ضد انقلاب و در عملیات آزادسازی شهرهای دیواندره، سقز، بانه، مریوان و سردشت نقش کلیدی داشت. خرازی در جبهههای جنوب در عملیاتهای طریقالقدس، فتحالمبین، بیت المقدس، ثامنالائمه، رمضان، والفجر۴، بدر و والفجر۸، کربلای۴ و کربلای۵ حضوری فعال داشت و در اثنای عملیات خیبر که با بمباران شیمیایی گستردۀ رژیم بعث همراه بود، در پی برخورد ترکش، دست راست خود را از دست داد و پس از مدتی به صحنۀ نبرد بازگشت و سرانجام در روز هشتم اسفند ۱۳۶۵ در عملیات کربلای۵ به شهادت رسید و پیکر وی بعد از تشییع توسط خانواده و همرزمانش در قطعۀ شهدای کربلای۵ در منتهیالیه شمالغربی گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد. در طرفین سنگ مزار خرازی دو قطعه سنگ، به نشان یادبود از همرزمان وی به نامهای «رضا حبیباللهی» و «مصطفی ردانیپور» قرار دارد که پیکر آنها تاکنون پیدا نشده است. هفتهنامۀ حیات طیبه به مناسبت سالگرد شهادت ایشان با «رمضانیان» -مسئول مهندسی لشکر۱۴ امام حسین(ع) و از همرزمان شهید حسین خرازی- در مورد نحوۀ شهادت وی به گفتوگو پرداخته است. متن این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
طرحریزی عملیات کربلای۵ و مشکل تدارکات
«ما در منطقۀ عملیاتی کربلای 5 در مراحل پایانی این عملیات با حاج حسین داخل سنگر در حال بررسی منطقه که هنوز خاکریزهایش تکمیل نشده بود و احتمال آسیبدیدن از آن نقطه بسیار زیاد وجود داشت، نشسته بودیم. حاج حسین، از مسئول اطلاعات خواسته بود نقشۀ هوایی منطقه را بیاورد تا روی آن بررسی کنیم و بعد از جمعبندی نهایی، شب برویم و خاکریز آن منطقه را تکمیل کنیم تا از آسیبپذیری پیشگیری کنیم. در حال بحث در مورد این موضوع بودیم که حدود ساعت سه بعدازظهر با بیسیم تماس گرفته شد و اطلاع دادند که به گردان داخل خط هنوز غذا نرسیده است و یک بار ماشین غذا برای حمل غذا به سمت گردان داخل خط رفته اما در میانه راه مورد اصابت خمپاره قرار گرفته و منهدم شده است و از حاج حسین درخواست کردند تا بگوید برای آنها غذا بیاورند. حاج حسین هم با تدارکات عقب تماس گرفت که یک ماشین غذا به سنگر فرماندهی بفرستید تا از آنجا به گردان داخل خط بفرستند. از آنجا که آتش زیاد بود، موارد ضروری مثل تجهیزات، مهمات و غذا را با بیامپی (نوعی از خودروهای جنگی پیادهنظام)، به داخل خط میفرستادند تا آسیبپذیریاش کمتر شود. ماشین غذا به نزدیکی سنگر فرماندهی آمد و راننده بیامپی گفت که من راننده ماشین غذا هستم و غذا را آوردم، کجا ببرم و به کی تحویل بدهم؟»
خودش برای توجیه راننده رفت
«حاج حسین در حالی که ما چند نفر مسئول زرهی، مسئول مهندسی و مسئول اطلاعات نشسته و افراد دیگر در سنگر حاضر بودند و میتوانست این کار را به ما بدهد. خودش بلند شد و رفت و در حالی که مشغول توجیه رانندههای بیامپی و تانکرها بود، ما صدای انفجار مهیبی را شنیدیم. بیرون رفتیم، دیدیم که خمپارهای به آنجا اصابت کرده است و حاج حسین هم یک ترکش خورد، در صورتی که دو تا سه نفر اطرافش بودند و هیچ کدام آسیب ندیدند و فقط حاج حسین ترکش خورده بود و در جا شهید شده بود. آقایان حاضر در صحنه درخواست آمبولانس کردند و با آمدن آمبولانس حاج حسین را داخل آمبولانس گذاشتند و به عقب منتقل کردند. بعد از مدتی مسئول خط با قرارگاه تماس گرفتند و اعلام کردند که حاج حسین شهید شد و نهایتاً مأموریت لشکر با این وضعیتی که پیش آمد، دچار اختلال شد.»
حاج حسین فرماندۀ پاکسازی شهر گنبد و کردستان بود
شهید خرازی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به کمیتۀ دفاع شهری اصفهان که پس از مدتی به سپاه پاسداران تبدیل شد، پیوسته بود و به سبب آشناییاش با تجهیزات نظامی به مسئولیت اسلحهخانه کمیته منصوب شد. در پاییز ۱۳۵۸ برای مبارزه با ضد انقلاب به همراه چند تن دیگر از اعضای سپاه استان به گنبد و بندر ترکمن رفت و در این مأموریت پیشنهاد فرماندهی نیروهای اعزامی از اصفهان را نپذیرفت و بهعنوان فرماندۀ دسته در پاکسازی شهر گنبد شرکت کرد. او با ایجاد امنیت در ترکمن صحرا به فرماندهی عملیات سپاه بندر ترکمن منصوب شد و پس از حدود سه ماه به اصفهان بازگشت. هنگامی که در کردستان، گروههای ضد انقلاب اسلامی دست به آشوب زدند، حاج حسین به پاوه رفت و سپس در آزادسازی سنندج از دست گروهک ضد انقلاب نقش مؤثری ایفا کرد.
خط شیر، برگ برندۀ عملیات دارخوئین
شهید خرازی با وقوع جنگ تحمیلی از کردستان به جبهههای جنوب رفت و فرماندهی منطقۀ عملیاتی «دارخوئین» را بر عهده گرفت. حاج حسین برای جلوگیری از نفوذ دشمن جوی آبی را در نزدیکی کارون به همراه نیروهای تحت امر خود به یک خاکریز تبدیل کرد و این نخستین خط دفاعی منطقه بود که به «خط شیر» معروف شد. حاج حسین و همرزمانش در عملیاتی برنامهریزیشده در طول چندین ماه، توانستند که مواضع لشکر زرهی در شمال منطقۀ سر پل و نیروهای بعثی عراقی در شرق جادۀ اهواز به آبادان را در هم بشکنند و حماسهای به وجود آورند که نقش بسیار مؤثری در روند سیاسی و نظامی آن مقطع جنگ تحمیلی ایفا کرد. در این عملیات خرازی به عنوان فرمانده در نوک حمله قرار گرفت و تا زمان شهادتش همیشه خطشکن بود.
انتهای پیام/